این روزها حال بچه ای را دارم که هیچکس

 

در کوچه او را بازی نمیدهد...

[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 1:0 ] [ sepideh ]

[ ]

 

ديگه از "ميم" مالكيت استفاده نمي كنم!

شب بخير قشنگش...

 

[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 0:59 ] [ sepideh ]

[ ]

 

                            

دلتنگ که باشی ساده ترین حرف ها اشکت را در میاورد . .

 

غممگینم...

همانند دلقکی که روی صحنه چشمش به عشقش افتاد که با معشوقش به او می خندند...

 

 

 

یک روز او هم معنای بی محلی را میفهمد...

 

بگذار حال با هم محلیش خوش باشد...

 

 

پاره تنم، به تن دیگری رفت

 

عادتم را که میدانی

 

چندشم میشود

 

لباسی که به تن دیگری بوده را بپوشم..!

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 0:57 ] [ sepideh ]

[ ]

باد آورده را باد می برد...

اما...

تو که با پای خودت آمده بودی!!!

 

حرف دلم...

 

 

هيچ شباهتی به يوسف ندارم...

 

 نه رسولم,نه زيبايم,نه براي كسي عزيزم,نه چشم به راهي دارم...

 

فقط...

 

در " چاه " افتاده ام!!!

 

 

 

آدمک آخردنیاست بخند...

آدمک عشق همین جاست بخند...

دسته خطی که توراعاشق کرد...

شوخی کاغذی مابودبخند...

آدمک خرنشوی گریه کنی...

کل دنیا سراب است بخند...

آن خدایی که بزرگش خواندی...

به خدامثل توتنهاست بخند...

 

 

چه نامردیست روزگار....

 

حالاکه پرازحرفیم...

 

دیگرزنگ انشا نداریم؟؟؟

 

زیـــــــرِ آوارِ دلـتــنــگـــی

 

لــه شـــدن هـــم

 

عــــالمـــی دارد!!!

 

تاب تاب عباسی

 

یادش بخیراون بازی

 

هربارقسم می دادم

 

خدامنو نندازی....

 

اما الان...

 

تاب تاب عباسی

 

خدا خستم از بازی

 

دنیاچقدتابم داد

 

کاشکی منو بندازی...!!!

 

دســتـــهایش با من . . .

 

چـــــشــــمهایش در خیابان . . .

 

دلـــــــــــــــــــــــش . . .

این یکی را نمیخواهم بدانم . . . !

 

 

یخ کرده ام از تنهایی...

خورشیدم انگار سرگرم سرزمین دیگریست !!!

 

خیلی دلم واسه خودم سوخت...

 

وقتی جواب همه احساس وعشقم شد یه جمله و کوبید تو صورتم...

 

مگه چیزی بین ما بوده؟؟؟

 

ﺩﻳﮕــــﺮ ﺗﻨﻬـــﺎﻳﻲ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻛــﺴﻲ ﻗﺴﻤﺖ ﻧﻤﻴﻜﻨﻢ...

ﻳﻜﺒـــﺎﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﻛـــﺮﺩﻡ ﭼﻨﺪﺑــﺮﺍﺑﺮ ﺷـــﺪ!

 

 

یکبار دیگر برگرد و از اول برو...

چشمانم پر از اشک بود!!خوب ندیدمت!!!

 

نگران خیس شدن پاهایش بود

 

درآن زمان که آب ازسرمن گذشته بود...!

 

یکی بود...

 

یکی نبود؟؟؟

 

نه.یکی بود با دونفرم بود!!

 

هه!لعنتی!!

 

اینبار حتی اگر دستانم هم یخ کرد،دستان کسی را نمیگیرم!

جیب هایم ماندنی ترند....

 

 

 

خــدایـــا؟??

کمی بیاجلوتر...

میخواهم درگوشت چیزی بگویم...

این یک اعتراف است...

مـــن بــــی او...

دوام نمی آورم؟!

 


من ازتوهیچی نمیخواهم فقط...

 

فقط به آن لعنتی که عاشقانه دوستت دارد بگو...

 

حلالم کنداگرهنوز شب ها بایادتو میخوابم!!!

 

 

آنقدر دلتنگت شده ام ...


که اگر نامه رسانت گرگ بیابان هم باشد قدمش را میبوسم..!!

 

 

دلم آغوش آن نامحرمی را می خواهد که...

 

محرم بودنش را خودم میدانم و دلم...!

 

 

گاهے دلم بے هوا ، هوایت را مے کند . . .

هواے تو ، تویے کہ هیچ وقت هوایم را نداشتے !

 


تـــــو چه میفهمی...

 

حال و روز کسی را که دیگر...

 

هــــــــیچ نگاهی دلش را نمی لرزاند...

 

خاطرات هر چه شیرین تر باشند

 

بعد ها از تلخی

گلو یت را بیشتر می سوزانند...

 

احســاس میکنـــم بــازی را باختــم,

ولــی هیچکــس حواســش نیســت

کــه مــن یــار بــودم نــه حــریف!

 


شرم دارم به مادرم بگویم:

 

آن که به خاطرش قلبت را شکستم.......

 

تنهایم گذاشت......

 

تقصیر دستور زبان است که...

 

بعد از من و تو "ما" نمی آیـــــد...

 

"او" می آیـــــد....

 

 

تو میخواستی بشی سنگ صبورم...

تو شدی سنگ و من هنوز صبورم!!!

 

قدش به عشق نمیرسید!

 

غرورم را زیر پاهایش گذاشتم!

 

باز هم نرسید!

 

همه میگن تا شقایق هست زندگی باید کرد

 


اما من میگم...

 

دیگه شقایق های این دور و زمونه ارزش نداره ک بخوای ب خاطرشون زندگی کنی یا زندگی نکنی

 


پس میگم تا خدا هست زندگی باید کرد...

 

 

 

دل نده به انسان ها ، دل نده

 

تو که از خدایشان عاشق تر نیستی

 

انها خدای خود را به نیمه نانی و تو را به نیمه شبی میفروشند...

 

ﻏﺮﯾﺒــــﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻫـﯿﭻ . . .

 

ﺩﻭﺳـــــــﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﮔـﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺧﻂ ﺑﯿﺸﺘﺮ

 

ﺣﻮﺻــــــﻠﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧـــــﺪ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 0:54 ] [ sepideh ]

[ ]

متاسفم توی دنیایی زندگی میکنم که سایز سینه و گودی کمر و رنگ اسکناس رابطه ها رو تعیین میکنه!!!!!!!

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 22:44 ] [ sepideh ]

[ ]

نمیدانم عدالت است یا خیانت؟؟؟؟!!!!

وقنی نوشت دوستت دارم و به دو نفر فرستاد...

 

هرکه مرا دید تو را نفرین کرد...

 

همه چیز از دور قشنگه نزدیک که بشی گندش در میاد!

 

 

 

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 22:42 ] [ sepideh ]

[ ]

دلنوشته های تنــــــهایی من+عکس سری 9



خیلی سخته عاشق

کسی باشی که روحشم

خبر نداشته باشه

اما خیلی شیرینه که

یواشکی عاشقانه

نگاهش کنی

و توی دلت بگی

خیلی دوستت دارم …!!!

کاش میدونستی…………؟؟؟؟

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 22:38 ] [ sepideh ]

[ ]

می دانی ، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی
“تـعطیــل است” و بچسبانی

پشت شیشه ی افـکارت، باید به خودت استراحت بدهی، دراز
بکشی دست هایت را زیر

سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی، در
دلـت بخنــدی به تمام

افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند، آن وقت با
خودت بگویـی :

****بگذار منتـظـر بمانند ****

asheghane 14

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 22:36 ] [ sepideh ]

[ ]

گآهی وقتــــ ها…

دلتـــ میخوآهـــد…

یکی را صدآ کنی و بگویی:

“سلــــآم…می آیی قدم بزنیم؟!…”

گآهی…

آدم چه چیز هآی ســــــآدـهـ ای را ندآرد…

asheghane 9

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 22:34 ] [ sepideh ]

[ ]

میخواهم عوض شوم … چرا باید دلتنگ باشم ؟
تو باید دلتنگ شوی … می خواهم آن سیب قرمز بالای درخت باشم ، در دورترین نقطه … دقت کن رسیدن به من آسان نیست !
اگر همتش را نداری آسیب به درخت نرسان ، به همان سیب های کرم خورده روی زمین قانع باش !

 

asheghane 4

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 22:33 ] [ sepideh ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه